تصمیم
دیشب ساعت یازده شب، چشمانم را بسته بودم و مستندی که اخیراً دیده بودم از پرده پلکهایم رد میشد. من در دی ماه ۱۴۰۴، در حال سوگ، سوگ ناکامی از…
دیشب ساعت یازده شب، چشمانم را بسته بودم و مستندی که اخیراً دیده بودم از پرده پلکهایم رد میشد. من در دی ماه ۱۴۰۴، در حال سوگ، سوگ ناکامی از…
به تو نگاه میکنم… و دلم میخواهد زمان را با دستانم نگه دارم. لحظهها را سنجاق کنم به واژهها، تا هیچوقت از من جدا نشوند. به تو نگاه میکنم و…
چه خوب که دنیل کتاب نوشت. دنیل را دوست دارم. زمانی که کتاب کودک کامل مغز را خواندم، کودک شدم. به شوق فرزند پروری و رشد ملودی زندگیم، دخترم، کتاب…
میدیدم نگاهم را. افتادگی گونههایم را در ردپای افکارم، در انتهای ذهن، بوی درماندگی از روزنهای ساطع میشد. تلاش میکردم، در تکاپوی رشد. میاندیشیدم، اینهمه سال کجا بودم. الان کجا…
زندگی خوب بود اگر موریانه به خانه نمیزد. پنج سالم است. در مهد کودک آفاق پیراهن سفیدی با آستینهای پفی به تن دارم. پالتو نقرهایام را بغل میکنم. نمیخواهم لباس…
چرایی گزارش نویسی شخصی فروردین سال ۱۴۰۰ بود که در دوره نظم شخصی شاهین کلانتری شرکت کردم. از روز ۵ فروردین باید ساعت ۷ صبح برای حضور در کلاس آنلاین…
چگونگی گزارش نویسی شخصی من مامانی هستم که بعد از اینکه فهمید بارداره اول شوکه شد، چون برای مادر بودن برنامهریزی نکرده بود و بعد به خودش قول داد با…
پس از عبور از فراز و نشیب امواج پر تلاطم زندگیم بر آن شدم که تا به لنگرگاه انسجام برسم و تمرکز و حواسم را فقط روی نویسندگی و سخنوری…
اهمیت افزایش اطمینان در هنر سخنوری تصور کنید پشت در اتاق مدیرتان ایستادهاید. دستتان را به سمت دستگیره در میبرید و همزمان میخواهید برای کسب اجازه ورود و صحبت با…
چهار تلنگر برای داشتن هنر سخنوری برای رسیدن به چهار تلنگر برای داشتن هنر سخنوری از خودمان بپرسیم. چرا باید به خودمان تلنگر بزنیم تا به هنر سخنوری بیشتر توجه…