سوگ مهاجرت؛ برای آیندهای که نرسید
بین روزهایم گم شده بودم. احساس میکردم فقط باید مهاجرت کنم. فقط همین. فکر میکردم اگر از ایران بروم، اگر برسم استرالیا، یک چیزی در زندگیام سر جای خودش قرار…
بین روزهایم گم شده بودم. احساس میکردم فقط باید مهاجرت کنم. فقط همین. فکر میکردم اگر از ایران بروم، اگر برسم استرالیا، یک چیزی در زندگیام سر جای خودش قرار…
یکی از سؤالهایی که از دل نقدهایی که شنیدهام، همهمهای در ذهنم ساخته، این است: آیا واقعاً آنطور که اغلب مردم میگویند، مهمانی رفتن، رفتوآمد داشتن و سپردن کودک به…
آیا واقعاً از رفتار فرزندمان ناراحت میشویم، یا از نگاه دیگران؟ جمعه در پارک، ملودی فقط میخواست تاببازی کند. او خجالت میکشید و دوست نداشت کسی به او نزدیک شود.…
دن را دوست دارم. با اینکه بعد از آلن با او آشنا شدم، فضای کتابخانهام را پر کرده است. امروز کتاب آلن دو باتن را دیدم؛ «والدین به اندازهی خوب».…
باید اعتراف کنم وقتی میدیدمش و صدایش را میشنیدم که با امیر حرف میزند قند قضاوت در ذهنم آب میشد. «آخر امیر سه ساله با این گفتگو لجبازتر میشود، برای…
گاهی آنچه ما را خسته میکند، خودِ اتفاق نیست؛ بلکه نگاههایی است که آن اتفاق را احاطه میکنند. جمعه، خانهی پدربزرگ ملودی جمع بودیم، ملودی فقط دلش میخواست تاببازی کند،…
امروز، ۳۱ تیر ۱۴۰۵، ساعت پنج و نیم عصر، خسته و کوفته از اسبابکشی، دست ملودی را گرفتم و به سمت پارک رفتیم. ملودی، دختر دو سال و نیمهام، این…
امروز همراه دخترم یک کارتون دیدم. شیر قصه نمیتوانست غرش کند. دوستش، موش کوچولو، هر کاری به ذهنش میرسید انجام داد تا کمکش کند، اما هیچکدام مؤثر نبود. تا اینکه…
مدتها بود به واژههایی مثل قناعت، پذیرش، تسلیم توجه بیشتری داشتم. https://fatemehkhelghati.ir/four-words-and-four-worlds/ در حال خواندن کتاب مغز پذیرا از دکتر سیگل بودم. این بخش از کتاب را خواندم و برای…
«اگر امروز به شما بگویم از زندگیتان راضی باشید، احتمالاً عدهای میگویند: "یعنی قانع باشیم و پیشرفت نکنیم؟" و اگر بگویم برای آرزوهایتان بجنگید، عدهای دیگر میگویند: "پس آرامش چه…