ذهن بینی

**کتاب «ذهن‌بینی» (*Mindsight*) اثر دکتر دنیل جی. سیگل** ایده اصلی کتاب سیگل در این کتاب مفهوم «ذهن‌بینی»را معرفی می‌کند؛ یعنی توانایی اینکه: - ذهن خودمان را ببینیم. - حالت‌های درونی‌مان…

ادامه خواندنذهن بینی

پرورش ساقه مغز

امروز نگاهی به دور و برم انداختم. لوازم خانه برای اسباب‌کشی جمع شده‌اند. بی‌حوصله‌ام و بی‌حوصلگی‌ام را مقصر می‌دانم. مقصر برای متعهد نبودن به رژیم غذایی. بین نوشته‌ها و چکیده‌های…

ادامه خواندنپرورش ساقه مغز

انتخاب

همیشه آرزوهای بزرگی داشتم. آرزوهایی شاید فراتر از تصور. از ارتباط برقرار کردن با هیچ آدمی واهمه‌ای نداشتم. من در شهری جنوبی در ایران، توانایی ارتباط برقرار کردن با هر…

ادامه خواندنانتخاب

خداحافظ پنجره‌ها

مدتی است که با خود می‌اندیشم با پنجره‌های خانه‌مان خداحافظی کنم. پنجره‌هایی رو به طلوع، پنجره‌هایی رو به ماه، پنجره‌هایی پر از لحظه‌های بودن با ملودی و دیدن باران، پنجره‌هایی…

ادامه خواندنخداحافظ پنجره‌ها

از نوشتن…

امروز متنی را در کتابی نوشته‌ی دکتر دنیل جی سیگل خواندم. در کتابش از والدین پرسیده بود: «آیا تا به حال احساس کرده‌اید توسط شخصی درک شده‌اید؟ چه حسی داشتید؟».…

ادامه خواندناز نوشتن…

دوست دارم بخوابم

حس می‌کنم در مرکز میدان‌های مغناطیسی مانده‌ام. نهالی کنارم کاشته‌ام. دل خوش به نهال با موسیقی صدای پرندگان به آسمان چشم دوخته‌ام. در رویا فرو می‌روم. پا را از میدان…

ادامه خواندندوست دارم بخوابم
دربارۀ این مقاله بیشتر بخوانید مه‌دخت قهرمان
{"sha1":"4282b0e48d9d139bbcc2184945f25ccec7800262","ext":"jpg"}

مه‌دخت قهرمان

ساعت از دو و نیم ظهر گذشته است. سکانس‌های کروماکی مختلف و سکانس‌های دکورچینی با کافه همه ضبط شده‌اند. خسته هستم ولی می‌خواهم فیلم‌ها را کامل کنم تا بگویم فیلم‌هایی…

ادامه خواندنمه‌دخت قهرمان

عروسک بودن یا انسان بودن؟!

شاید نگاه خصمانه‌ای باشد ولی نگاهی است که در ذهن من دیده می‌شود. عروسک یا انسان؟! دیدن کودکان به چشم یک عروسک که با آنها بازی کنیم و هرطور دلمان…

ادامه خواندنعروسک بودن یا انسان بودن؟!

We find meaning in the our life by writing

Hi. I’m Fatemeh. And I was born… twice. The first time, when I came into this world. The second time… when my daughter was born. From that moment, something changed.…

ادامه خواندنWe find meaning in the our life by writing

وقتی به یاد می‌آورم متولد شده‌ام

وقتی به یاد آوردم انتخاب کردم که با دخترم از نو متولد شوم، به خودم تلنگر زدم من زنده‌ام و به یاد می‌آورم، زمان تازه آغاز شده و دلهره‌های وقت…

ادامه خواندنوقتی به یاد می‌آورم متولد شده‌ام