چرایی گزارش نویسی شخصی
فروردین سال ۱۴۰۰ بود که در دوره نظم شخصی شاهین کلانتری شرکت کردم. از روز ۵ فروردین باید ساعت ۷ صبح برای حضور در کلاس آنلاین میشدیم. میتوانستیم فایل ضبط شده کلاس را هر زمانی که میخواستیم بشنویم ولی من هر روز مشتاقانه ساعت ۷ صبح آنلاین میشدم. اولین کاری که باید انجام میدادیم اختصاص دادن دفتر یا فایل وردی به عنوان کتابچه نظم شخصی بود. یادم هست در یکی از مهمانیهای نوروزی که میزبان برای شب بیداری برنامه ریزی میکرد، من گفتم ترجیح میدهم شب به خانه بروم و استراحت کنم چون فردا ساعت ۷ صبح کلاس دارم. چند نفری با تعجب پرسیدند مگر در تعطیلات نوروزی هم کلاس برگزار میشود؟! گفتم: بله. گفتند: چه کلاسی؟! گفتم: کلاس نظم شخصی. یکی مبهوت پرسید: مگر نظم هم کلاس میخواهد؟!.
من گفتم: بله، وقتی به شلوغیهای ذهن و و مشغلههای زیادی که آرامش را از آدم سلب میکند و مادام تصور میکنیم باید بیشتر بدو بدو کنیم چون وقت نداریم و در نهایت هم به جایی نمیرسیم، میفهمیم از نظم داشتن صحبت میکنیم ولی. نظم نداریم، چون فقط نظم را برای مرتب بودن و آراستگی شناختهایم. تازه برای آن هم هم وقتی وسایلمان زیاد میشود، باز کلافه میشویم و به هیجانات دیگر وارد میشویم. این ذهنیت را مدیون مینیمالیسم بودم. اولین بار با مینیمالیسم در معماری آشنا شده بودم. دیدن دکوراسیون مینیمال به من حس آرامش میداد. بعد در مینیمالیسم عمیق تر شدم و به یقین رسیدم مینیمالیسم سبک زندگی است.
امروز خیلی خوشحالم که شاهین کلانتری سال ۱۴۰۰ برای ما دوره نظم شخصی برگزار کرد. با تمام حضور یادم هست که از ایدههای زیادی، مشغله کاری، بیحوصلگی انجام کارهای خانه و وقت کم آوردن برای انجام کارها خسته شده بودم و مشتاقانه مطالب دوره نظم شخصی را دنبال میکردم.
شاید الان دلیل چرایی گزارش نویسی شخصی مشخص شده باشد. یکی از دلایل گزارش نویسی شخصی همین نظم دادن به ذهن و فعالیتهای روزانه است. ایده گزارش نویسی شخصی هم از استاد الهام بخشم شاهین کلانتری آموختم.

گزارش نویسی شخصی و حساسیت ماجرا
بعد از تولد ۱۴۰۲، نوشتن، مسیرها و نقشههای ذهنی زیادی به من داده است. در دوره مونته سوری آموختم یکی از نیازهای کودک ساختن نقشه ذهنی است. من به عنوان والد آگاه باید بدانم چگونه محیطی غنی بسازم تا کودکم بتواند برای شناخت پیرامون خود نقشه ذهنی ایجاد کند.
گزارش نویسی شخصی به من که اکنون والدی تازه متولد شده هستم کمک میکند تا فعالیتهایی را که در برابر آنها مسئول هستم و همچنین فعالیتهایی را که برای انجام دادنشان علاقه و هدف دارم را نظم بخشی کنم. گزارش نویسی شخصی به من کمک میکند تا کودک درونم را آگاهانه پرورش دهم.
من یکبار به دنیا آمدم و در آغوش پر مهر پدر و مادرم جا گرفتم. پدر و مادری که هر سختی را متحمل شدند تا من رشد کنم، ریشه بگیرم، شاخ و برگ دهم. امروز من متولد شدم تا خودم مسئول رشد خودم باشم.
بعد از تولد ملودی مامانم، دوباره برایم مادری میکند، آموزههایی را که فرا میگرفتم به او میگفتم. مامانم بارها گفته که ای کاش آن زمانها هم این آگاهیها بود. ولی من با وجود پدر و مادر عالی درگیر آسیبهایی شدم که پدر و مادرم نقشی در آنها نداشتند و مقصر آن نزدیکان درجه یک بودهاند. پدر و مادرهای ما قربانی نبود آگاهیهای درست و بستر ناغنی بودهاند.
گزارش نویسی شخصی به ما کمک میکند برای رشد خود بستری غنی بسازیم. بدانیم به چه آگاهی میخواهیم برسیم. مسیر چیست. چه هدفی داریم. برای رسیدن به هدف چگونه مسیر را مدیریت کنیم. بدانیم چه میخواهیم. چگونه به انچه دلخواهمان است برسیم. پاسخ به چرایی گزارش نویسی شخصی، شوق ما برای نوشتن را دو چندان میکند.
من مینویسم تا…
من مینویسم، به شکلهای مختلف. من مینویسم به شیوه گزارش نویسی. برای نوشتن گزارش نویسی شخصی.
من مینویسم تا با نوشتن با هیئت مدیره درونم ارتباط برقرار کنم. من مینویسم تا محیطی غنی برای رشد خودم بسازم.
من از گزارش نویسی شخصی برای رسیدن به نظم ذهنی و فیزیکی استفاده میکنم تا از نتیجه این نظم زندگی بهتری بسازم.
من از گزارش نویسی شخصی برای محکوم کردن و جواب پس دادن به خودم و هیئت مدیره درونم استفاده نمیکنم. من مینویسم تا ارتقا یابم. مینویسم تا از مسیر رسیدن به آنچه که دلخواهم هست، لذت ببرم.


