در حال حاضر در حال تماشای این مورد هستید از نوشتن…

از نوشتن…

امروز متنی را در کتابی نوشته‌ی دکتر دنیل جی سیگل خواندم. در کتابش از والدین پرسیده بود: «آیا تا به حال احساس کرده‌اید توسط شخصی درک شده‌اید؟ چه حسی داشتید؟».

من فکر می‌کنم افراد کمی را دیده‌ام یا شاید هیچ کس را ندیده‌ام که احساس کامل درک شدن داشته باشند حتی توسط پدر و مادرهایشان.

من پدر و مادر خوبی داشته‌ام. آنها مرا با عشق دوست داشتند و به من توجه کرده‌اند. به یاد می‌آورم زمان نوجوانی‌ام را، زمانیکه هر روز با مامانم درباره‌ی احساساتم حرف می‌زدم. مامان به حرف‌های من گوش می‌داد. فکر می‌کنم شگفت انگیزترین چیز در زندگی‌ام شنیده شدن توسط مادرم بوده‌است. او مرا می‌شنید و به من گوش می‌داد. ولی زمانیکه بزرگتر شدم و ازدواج کردم، گاهی احساس می‌کردم کسی مرا درک نمی‌کند. تصمیم گرفتم بنویسم. با نوشتن خودم را پیدا کردم. از خودم، از احساس و افکارم می‌نوشتم. با نوشتن خودم را دیدم و یافتم. پدر و مادرم مرا دوست داشتند ولی من خودم را دوست نداشتم. شروع کردم به دیدن و دوست داشتن خودم. سعی کردم خودم را با تمام احساسات خوب و بدم بپذیرم.

حالا من یک مادر هستم و عمیقاً باور دارم مادری به دیدن و دوست داشتن خود است. دکتر جی سیگل در کتابش نوشته بود کودکان به درک شدن توسط والدینشان نیاز دارند. من فکر می‌کنم مادری که خود را درک کند، بهتر می‌تواند کودکش را ببیند و درک کند.

باور دارم نوشتن برای یک مادر یعنی یافتن درکی عمیق از  خود و فرزندش.

Today, I read a massage in the book that it has been written by Dr.Daniel J Sigel. “Have you ever been understood by someone? How did you feel?” He asked parents in his book.
I think, I saw a few people or maybe no one that felt understood completely by someone even by their parents. I have good parents and they have loved me and attended me well. I remember when I was a teenage I used to tell my mother everything . I told her about my feelings and she listened to me. I think that is an amazing thing in my life. My mother listened to me. But when I became an adult and I got married, Sometimes I thought nobody understands me until I decided to write. I found myself behind writing. I wrote about myself, I wrote about my thoughts and feelings. I saw and found myself. My parents loved me but I didn’t love myself. I started to see myself and I started to love myself. I tried to accept myself and my good and bad feeling.
Now, I am a mother and I deeply believe that a mother should love herself. I believe that a mother should see herself. Dr.J.Sigel said in his book that children need to be seen and understood by parents. I think when a mother can see and understand herself , she can see and understand her child well.
So I believe that the writing helps a mother to see and understand herself and her child.

دیدگاهتان را بنویسید