دوره مامان نویسنده
دوره مامان نویسنده
جایی برای نوشتن، شناختن و شکفتنِ خودت
از دلِ روزمزگی تا تولدِ یک زندگی…
همهچیز از روزی شروع شد که دخترم به دنیا اومد. دنیا پر از صدا شده بود — گریه، خنده، مسئولیت، خستگی… و در میان همهی این صداها، صدای من گم شده بود. شبها که خانه ساکت میشد، من با خودم مینوشتم… از حسها، ترسها، شادیها و سردرگمیها. و کمکم فهمیدم: نوشتن فقط نوشتن نیست؛ نجات دادن خوده. از اونجا بود که «مامان نویسنده» به دنیا اومد. یه مسیر آرام برای مادرهایی که میخوان خودشون رو دوباره پیدا کنن؛ نه با فرار، بلکه با واژههایی که مثل آغوش، گرم و امناند.
مامان نویسنده یعنی چی؟
ساعت 11 صبح بود و یکساعت بود که وارد مرکز بهداشت شده بودم. هفته 35 بارداری بودم و خوشحال بودم که خانم دکتری که سالی یکبار از سوئیس برای آموزش به ایران می آد و از قضا امسال اهوازرا برای آموزش انتخاب کرده است را می بینم. یکساعت از آشنایی من با خانم دکتر می گذشت. حالا با هم صمیمی شده بودیم. من این صمیمیت و جرات حرف زدن با خانم دکتر را مدیون مهارت سخنوری ام می دانستم ک توانسته بودم جسورانه صحبت کنم. حالا در حال صحبت مثل یک دوست با خانم دکتر گرم و صمیمی بودم. به او گفتم در حال نوشتن کتابی راجع به استرس های درونی خانم ها هستم و با خانم دکتر فوق تخصص زنان از از مشتریان پروژه های کاری ام بوده مصاحبه کرده ام و متوجه شدم چقدر رقصیدن، رقصیدنی که از بچگی دوست داشتم. می تواند به کاهش استرس و حتی باروری بدن کمک کند. خانم دکتر تایید کردو مشتاقانه گفت که هر سوالی در این مورد باشد که نیاز به بررسی های علمی باشد به من پاسخ خواهد داد. آنروز خانم دکتر ساعت 2 ظهر به سمت تهران و سپس سوئیس راهی شد.


