شنیدن کلید هنر سخنوری است.

چرا محتوا تولید می‌کنیم؟

چرا به مهمانی می‌رویم؟

چرا برای ارتقا کسب و کارمان به دنبال آدم‌های جدید می‌گردیم؟

بودن با آدم‌ها و ارتقا روابط اجتماعی حس شاد بودن را بالا می‌برد. زمانی که با آدم‌هایی ارتباط برقرار می‌کنیم که به حرف‌ها و احساسات ما گوش ‌می‌دهند.

زمانی که‌ با آدم‌های جدیدی آشنا می‌شویم که با خدمات و محصولات ما آشنا شوند. حس خوب حرکت کردن و انجام کار مفید باعث شاد بودنمان می‌شود.

این گفته‌‌ها بدیهی است. انسان ذاتا دوست دارد، ارزشمند باشد. این ارزشمندی برای هر شخصی تعریف خاصی دارد.

داستان این ماجرا برای من از جواب به این پرسش شروع شد؟

چرا مخاطب باید این محتوا را ببیند؟

چه می شود که مخاطب محتوایی را میبیند؟

چند سالی است که در حوزه تولید محتوا و محتواسازی برای برندها و کسب و کارهای مختلف ویدیو می‌سازم، اغلب بدلیل اجرای کار متناسب با اصول فیلمسازی، کار را بصورت تیمی اجرا می‌کنم. سناریو و استراتژی را می‌نویسم و عوامل سازنده محتوا را مشخص می‌کنم و متناسب با اینکه کار باید استدیویی باشد یا خارج از استدیو تیم اجرایی را مشخص می‌کنم. گرایش من بسوی تمرکز بر سناریونویسی و تدوین استراتژی، زمانی بود که خودم را با پرسش‌های بالا درگیر کردم.

 درگیری با پرسش‌ها باعث شد در هزارتو غوطه‌ور شدم. ولی شاهراه تاثیر بر مخاطب یک چیز بود.

ارتباط

اگر ویدیویی با مخاطب ارتباط برقرار می‌کرد. مخاطب آن را می‌دید و با دیگران به اشتراک می‌گذاشت.

سپس با این پرسش مواجه شدم.

چه چیزی باعث می‌شود مخاطب با ویدیو ارتباط برقرار کند.

برخی افراد به جلوه‌های بصری اهمیت زیادی می‌دهند. جلوه‌های بصری فوق‌العاده به اصطلاح خاصیت واو افکت دارد و در نگاه اول مخاطب را میخکوب می‌کند.