چهار تلنگر برای داشتن هنر سخنوری

برای رسیدن به چهار تلنگر برای داشتن هنر سخنوری از خودمان بپرسیم. چرا باید به خودمان تلنگر بزنیم تا به هنر سخنوری بیشتر توجه داشته باشیم؟ چون با سخن گفتن موثر به موفقیت و شادی بیشتری در زندگی خود خواهیم رسید.

به این جمله از کتاب آیین سخنوری اثر دیل کارنگی، دقت کنید:

«هیچ دلیلی وجود ندارد وقتی که می‌خواهید برخیزید و حرف‌تان را بزنید، قربانی ترس و اضطراب شوید و دلتان آشوب باشد. مطمئن باشید؛ بهترین راهی که شما را از این موقعیت شک و تردید نجات می‌دهد، یادگیری و تمرین است. یادگیری و تمرین دلهره و اضطراب را از وجودتان دور می‌کند و به شما اعتماد به نفس می‌دهد.»

تجربه من از تلنگرهای هنر سخنوری

هنر سخنوری چیست؟

در جلسه‌ ای شرکت کرده بودم که می‌دانستم مدیر جلسه، شناختی از سبک‌کاری من ندارد. وسوسه‌های قضاوت محور، ترسی که از مدیر به من القا کرده بودند. باعث شده‌بود اعتماد به نفسم برای ارائه کارم را از دست بدهم. تصور می‌کردم چون به ایده‌آلی که برای سطح کاری خودم انتظار دارم نرسیده‌ام، نمی‌توانم محکم و با اعتماد به نفس درباره کارم صحبت کنم.

بارها از صداقت داشتن بیزار شده بودم. مادام از خودم می‌پرسیدم چرا همدلانه به افراد اعتماد می‌کنم و با ذوق با آنها صحبت می‌کنم. از موضوع که بعد از مدتی روحیه جاه‌طلبی برخی افراد باعث از بین رفتن صداقتم در سخن گفتن می‌شود یا حرف‌های خبرچین‌وار آنها به شکل ناصحیح باعث خراب شدن رابطه‌ای می‌شود رنج می‌بردم. مانند این ساعت که در جلسه حضور دارم و می‌دانم مدیر جلسه حرفهای یکطرفه‌ای از دوستی شنیده و احتمال اینکه بتوانم پروژه را به نفع خود و بر اساس آنچه واقعا در ذهن دارم جلو ببرم، ضعیف است. پذیرفته بودم که صداقت در گفتار مدیریت کردن نیاز دارد و نباید ایده‌ها و افکارم را ذوق زده با هر شخصی بیان کنم. این راه حل چیره شدن بر ترس ناشی از صداقتم و عدم ارتباط گریزی بود.

به قول قدیمی‌ها که می‌گفتند: « مالت را دو دستی بگیر؛ همسایه‌ات را دزد نکن»

حالا تمرکز من این شده بود که کارم را درست انجام دهم تا از رفتارهای سودجویانه دیگران ناراحت و سرخورده نشوم.

جلسه هنوز شروع نشده بود. بی‌اختیار انگشتانم را در هم می‌بردم و می‌فشردم. متوجه ترس و اضطرابی که بر من غلبه کرده‌بود شدم. ترس از سخن گفتن، اضطراب از قضاوتهای مدیر جلسه.

یک سوال از مرگ حتمی روحی نجاتم داد؟

دلیل ترس من چیست؟

دلیل اضطراب من چیست؟

از نادانسته‌های خودم می‌ترسیدم. اینکه موضوعی تخصصی پیش بیاد که در آن به ارتقا لازم نرسیده‌ام. همچنین از پیش داوری‌های مدیر در مورد خودم اضطراب داشتم. اندکی با خود مرور کردم که این ترس‌ها و اضطرابها به چه دلیل است. یکی از مهمترین اضطرابهایی که در مورد پیش داوری مدیر نسبت به کار خودم داشتم، نتیجه صحبت‌هایی بود از از زبان دیگران شنیده بودم. سعی کردم به موضوع عمیق‌تر شوم. حرف‌هایی که در مورد مدیر شنیده‌ام چند درصد احتمال صحیح بودن دارند؟ چه شناختی از مدیر به من می‌دهند که بدون قضاوت در مورد مدیر بتوانم با او صادقانه صحبت کنم.

عمیق شدن و پرسش از خود، به من کمک کرد جلسه آن روز را با مدیر جلسه با موفقیت سپری کنم.

با هنر سخنوری بدون خشم صحبت کن.

سعی کردم معیارهای زیر را برای صحبت کردن موثر در جلسه در نظر بگیرم.

 

1-                 هدف جلسه را در نظر بگیرم.

2-                 در نظر بگیرم، تمرکز روی چه موضوعی اهمیت بیشتر دارد.

3-                 از چه منظری باید برای صحبت کردن استفاده کنم؟ استدلال، متقاعد کردن و …

انتخاب این موضوع ارتباط مستقیمی با هدف دارد. مثلا من در جلسه باید در مورد نوع همکاری و کاری که قرار است به مدیر مجموعه ارائه دهم صحبت کنم. پس در حرف‌هایم باید از استدلال‌ها و منطقی که مدیر را متقاعد کند، می‌توانم کننده کار باشم استفاده کنم.

4-                 پرسیدن این پرسش از خودم « آیا رویاها و ایده‌آل های من در زندگی شخصی به این جلسه و موضوع آن مرتبط است؟»

من در این جلسه می‌بایست با توجه به توانایی و رزومه کارهایی که انجام داده بودم، با مدیر صحبت می‌کردم نه رویاها و ایده‌آل هایی که برای رسیدن به آنها در حال تلاش هستم.

توجه به این موضوع باعث پذیرش واقعیت‌ها و غلبه بر ترس می‌شود. یعنی من می‌توانم با دل و جرات صحبت کنم و اگر مدیر در مورد کاری که انجام نداده‌ام پرسشی پرسید، صادقانه به آن پاسخ دهم. مثلا اینکه در مورد این موضوع در حال مطالعه هستم یا مشتاقم که فرصتی به من بدهید که این کار را هم انجام بدهم.

فن سخنوری کلید ارتباطات تاثیرگذار است.

اولین مسئله در هنر سخنوری

اولین مسئله در هنر سخنوری، غلبه به ترس از سخن گفتن است. سخن سنجان زمانی می‌توانند درباره شما تصمیمی بگیرند که ابتدا شما دل و جرات صحبت کردن با دیگران را بدون ترس از قضاوت داشته باشید. همچنین اگر در صحبت‌های شما خطایی وجود داشته باشد. صمیمانه این خطا را بپذیرید.

به قول دیل کارنگی « هیچ‌کس از مادر زاییده نشده در حالی که بتواند یک سخنران ماهر باشد و فن سخنوری را تمام و کمال بداند.»

در عصری که زندگی می‌کنیم سخن گفتن یک هنر است. یادگیری فن و هنر سخنوری به هر فرد در رسیدن به موفقیت کمک می‌کند.

ولی از این موضوع غافل نشوید که زمانی به موفقیت دست میابید که فن و هنر سخنوری برای برقراری ارتباط با دیگران فرا بگیرید. اغلب افرادی که به جای یادگیری هنر سخنوری روی زیباسازی صدایشان تمرکز می‌کنند، در برقراری ارتباط موثر با دیگران شکست می‌خورند.

برای برقراری ارتباط از طریق هنر سخنوری تصور کنید

ماشینی هستید که باید برای حرکت کردن و به مقصد رسیدن موتورتان روشن شود و آرام پا را روی پدال گاز بفشارید. کلید اول روشن شدن موتور چرخاندن سوییچ و استارت زدن ماشین است.

با این نکات از دیل کارنگی موتور هنر سخنوری خودتان را روشن کنید.

1-                 دل و جرات تجربه‌ی صحبت کردن با دیگران را داشته باشید.

2-                 پیش از خودتان به اهدافتان توجه کنید.

3-                 در ذهن خود، آن چه را که برای کسب موفقیت می‌خواهید، تعیین کنید.

4-                 از هر فرصتی برای عمل کردن استفاده کنید.

پیشنهاد شما برای پیدا کردن دل و جرات صحبت با دیگران چیست؟