وبلاگ
5 راه جذب مخاطب با ویدئو مارکتینگ
ویدئو مارکتینگ یکی از راه های جذب مخاطب است. زمانی که محصول و خدماتی را ارائه می دهید اول باید به نوعی به مخاطب اطلاع دهید که “من هستم.”
هدف اصلی چیست؟
هدف اصلی ویدئو مارکتینگ، بازاریابی از طریق ویدئو است. یعنی بیشتر از اینکه چه ویدئویی می سازید اهمیت دارد که تکنیک های بازاریابی و جذب مخاطب را به شیوه ساده یاد بگیرید.
اگر می خواهید در حوزه فعالیت خودتان برندسازی انجام دهید و برندینگ شخصی خودتان را دنبال کنید. باید شیوه بازاریابی و مارکتینگ حوزه کاری خودتان را پیدا کنید. سپس می توانید از طریق ساخت و انتشار ویدئو و برنامه ریزی پلن ویدئو مارکتینگ در حوزه کاری خودتان شناخته شوید. هر چه به محتوایی که برای مخاطب می سازید بیشتر اهمیت دهید.هر چه محتوای جذابتری بسازید که مخاطب را با کار شما درگیر کند بیشتر به شناخته شدن خودتان کمک کرده اید.
برندینگ و برندسازی شخصی یا به طور ساده تر برندینگ برای کسب و کارهای کوچک و استارت آپ های غیر سازمانی می تواند با یک برنامه ریزی هوشمند، در پروسه زمانی نه چندان بلند مدتی انجام شود.
یکی از راه های جذب مخاطب ولاگری و یا ساختن تولید محتوای ویدئویی است. در گام اول مشخص کنید شما در چه حوزه ای می خواهید شناخته شوید.
مثلا من نقاش هستم و به آموزش نقاشی و فروش تابلوهای نقاشی ام مشغول هستم و می خواهم در حوزه نقاشی، شناخته شوم. پس از طریق ویدئو مارکتینگ شروع به تولید محتوا با توجه به حوزه کاری خود می کنید. در پروسه تولید محتوا باید در نظر بگیرید چه کسانی را می خواهید جذب کنید.
چگونه با ویدئو مارکتینگ مخاطب جذب کنیم؟
زمانی که مشغول تولید محتوا می شوید، دغدغه اصلی انتشار و دیده شدن محتواست . قبل از اینکه محتوا بسازید، تکنیک های ساخت محتوا را در نظر بگیرید.
برای ساخت ویدئو مارکتینگ نگرشی از مشتریان خود داشته باشید.
- لیستی از افرادی که فکر می کنید مشتریان خوبی برای شما هستند تهیه کنید. و به این سوال پاسخ دهید. ” آنها چه ویژگی های مشترکی دارند که باعث می شود نظر شما را جلب کنند؟ چرا می خواهید به آنها محصول یا خدماتتان را ارائه دهید؟”
دوست هنرمندم دوست داشت آثار و تابلو های نقاشی خود را به افراد ثروتمند بفروشد. به او پیشنهاد دادم لیستی از افراد ثروتمندی که دوست دارد آثار خود را به آنها بفروشد مشخص کند.
حدود ده نفر را می شناخت که صراحتا می دانست دوست دارد تابلوهای نقاشی خودش را به آنها بفروشد. سپس از او خواستم تا ویژگی های آنها را بررسی کند و به این سوال پاسخ دهد که چرا دوست دارد تابلوهای خود را به آنها بفروشد؟
دوست پاسخ داد. اغلب آنها افرادی هستند که به دلیل اینکه دغدغه مالی ندارند، به راحتی می توانند برای خرید تابلو نقاشی بعنوان یک شی تزئینی هزینه کنند. از طرفی آنها دوست دارند آثار هنری در خانه داشته باشند تا از دیدن آن لذت ببرند. البته به دلیل دورهمی هایی که برگزار می کنند، علاقه مند هستند آثاری در خانه داشته باشند که براحتی در بازار یافت نشود و اغلب تمایل دارند آثار هنری جدید را کشف کنند و به دوستانشان نشان دهند. پس دوست من تمایل داشت بتواند نقاشی های خودش را که در هر مغازه و بازاری یافت نمی شود به آنها بفروشد. از طرفی می دانست این افراد توان خرید تابلو های هنری را دارند.
- حالا که مشتریان خود را پیدا کردید به این سوال پاسخ دهید.” چرا این افراد باید برای محصول یا خدمات شما هزینه کنند؟ آیا شما خواسته و نیاز آنها را برآورده می کنید؟
من از دوست هنرمندم خواستم برای پاسخ به این سوال، خودشیفتگی درونی اش را کنار بگذارد و سعی کند به مشتریانش به عنوان دوست نگاه کند. “آیا می تواند با آثار نقاشی خود، دوستانش را خوشحال کند و به آنچه که نیاز آنها است پاسخ مثبت دهد از دوستم خواستم اولین پاسخ هایی را که به ذهنش می رسد را خیلی ساده بیان کند و آنها را بنویسد.
دوست هنرمندم گفت من برای ترسیم نقاشی هایم توجه ویژه ای به مفاهیم بصری کار دارم. از رنگ ها و متریال خوب استفاده می کنم که جلوه بصری خوبی داشته باشد و همواره مد نظر می گیرم که در آثارم جذابیت مفهومی و بصری ایجاد کنم. تصورم می کنم با ویژگی هایی که برای آثارم در نظر می گیرم، جذابیتی را که مشتریانم دوست دارند را برایشان ایجاد کنم.
شناخت و تعیین مخاطب یا به قولی تعیین پرسونای مخاطب در جذب مخاطب اهمیت دارد.
پیشنهاد خواندن: ویدئو مارکتینگ و پرسونای مخاطب
درک نسبی نسبت به محصولات و خدمات خودتان داشته باشید.
- حالا تصویر قابل درکی از محصول خودتان و مشتریانی که می توانند محصول شما را بخرند دارید.
حال از خود بپرسید.” چگونه می توانید محصول و خدماتتان را با ویژگی هایی که دارند به مشتریان مدنظرتان ارائه دهید؟”
مخاطب شما از چه ادبیات و لحنی استفاده می کند.
یکی از مهمترین مشضکلات در ارائه محصول پیچیده صحبت کردن است. برای ارائه محصول و خدماتتنان تصور کنید می خواهید محصولتان را به دوست خود معرفی کنید.
ما زمانی که با دوستمان صحبت می کنیم با او ساده، صریح و صمیمی صحبت می کنیم. البته اگر زمان صحبت کردن با دوستتان از الفاظ ریک به شوخی استفاده می کنید با مخاطب این کار را نکنید. اگر با مشتری و مخاطبتان مانند دوست صمیمی رفتار کنید حرف زدن با او و معرفی محصول و خدماتتان برایتان راحت تر می شود.
- لیستی از سوالاتی که ممکن است از شما پرسیده شود تهیه کنید. از قبل به اینکه چگونه می توانید ساده، صریح و کوتاه به آنها پاسخ دهید فکر کنید. زمانی که با مشتری و مخاطب خود صحبت می کنید سعی کنید با پاسخ های کوتاه و صریح به آنها پاسخ دهید.
سال 94 بعنوان نماینده شرکت در جلسه ای شرکت کردم. یکی از مدیران شرکت که فردی پر مایه با ارتباطات ساده و راحت بود همراه من در آن جلسه حضور داشت تا در اولین تجربه مرا همراهی کند. بعد از پایان جلسه به من گفت: با مشتری فنی و تخصصی صحبت نکن. زمانی که بحث زیادی فنی شود از حوصله مشتری خارج می شود. او می داند که برای موضوع نیاز به کمک شما دارد ولی اگر خسته شود دیگر به صحبت های شما گوش نمی دهد.
نکته جالبی بود. در حد نکته های طلایی کنکور برای کنکور ارتباط با مشتری
اگر خودمان را جای مشتری در نظر بگیریم زمانی که یک نفر یکطرفه خشک و فنی در مورد موضوعی که شاید حتی ما به آن علاقه نداشته باشیم صحبت کنیم، خسته می شویم.
در پاسخ به سوالات مشتری به او کمک کنید به جوابش برسد ولی او را خسته نکنید.
با مخاطب ارتباط موثر برقرار کنید.
- دنبال فروش محصول و خدماتتنان نباشید. دنبال برطرف کردن نیاز مخاطب باشید. سعس کنسد با محصول و خدماتتنان به آنها کمک کنید. کمک کنید تا احساسشان بهتر شود. رابطه بهتری داشته باشند. بتوانند درآمد کسب کنند. سلامتی بیشتری داشته باشند.
اگر در ارائه محصول و خدماتتان فقط به دنبال فروش محصول و خدماتتان باشید. ارزش آفرینی برای مشتری انجام نداده اید. زمانی که برای افراد ارزشی قائل نشوید، آنها به شما اعتماد نمی کنند.


