فن سخنوری کلید ارتباطات تاثیرگذار است.

فن سخنوری، لفاظی با کلمات نیست. فن سخنوری کلید ارتباطات تاثیرگذار است . ارتباطاتی که دو طرف گفتگو را به سکوی بهتری پرتاب کند.

فن سخنوری هنر است.

فن سخنوری هنر است. هنری که در دل آن ارتباطات شکل می گیرد. معمول ترین فعالیت روزمره ما ارتباط با انسانهاست. خانواده، دوستان، راننده تاکسی، فروشندگان و افرادی که بصورت مستقیم و غیر مستقیم با آنها در ارتباط هستیم. در دل این ارتباطات گاهی نسبت به آدم ها در عجب می مانیم. چرا فلانی اینطور فکر می کند؟! چرا دوستم این کار را نمی کند؟!  و چراهایی که در مورد محیط اطرافمان و آدم هایی که با آنها زندگی می کنیم داریم. استفان دبلیو لیتل جان نویسنده کتاب تئوری های ارتباطات انسانی می گوید: ” تا مادامی که مردم از شگفتی های جهان در عجبند، نسبت به ماهیت پر رمز و راز انسان نیز کنجکاو هستند.”

فن سخنوری هنر کشف خود و کنجکاوی درباره پیرامون خودمان است. فن سخنوری لفاظی و تهیه سالادی از کلمات برای صرف در میز مذاکره نیست. فن سخنوری صدا سازی و بازی با صدا و تبدیل شدن به انسانی خوش صدا نیست. فن سخنوری هنر ارتباط با آدم هاست. ارتباطی که پلی میان من و تو ایجاد میکند.

آیین سخنوری و ارتباطات در گذشته

فن سخنوری و فن بیان و روش و آیین سخنوری برای دنیای امروز نیست. سخنوری مهارتی است که در روزگاری که دنیا دهکده جهانی نشده بود، استفاده می شد. آدم ها فرسنگ ها سفر می کردند تا با مردمان جدید آشنا شوند. در دل آشنایی با دیگران به داد و ستد مشغول می شدند. علاوه بر فراگیری مسایل نو و کشف سرزمین های جدید، با انسانهای زیادی آشنا می شدند و این مسئله به رونق اقتصادی آنها نیز کمک می کرد. در هر سرزمینی محصولی وجود داشت و علاقه آدم ها به استفاده از محصولات سرزمین های دیگر و استفاده از محصولات جدید باعث رونق اقتصادی بین آنها می شد.

 

چه چیزی غیر از ارتباطات انسانی می توانست به رونق اقتصادی آنها کمک کند؟

داستان یارا

شخصی را می شناسم که دغدغه شغلی دارد و بارها در کلاس های فن بیان و سخنوری شرکت می کند. یارا دختری توانمند است که از کودکی مورد تشویق همه بوده است. یارا اکنون 25 سال سن دارد و هنوز نتوانسته به احساس رضایت برسد. او مادام از اوضاع پیرامونش شکایت میکند. 100 ها ایده ناب دارد که یکی از آنها را هم اجرا نکرده است. تمام دغدغه یارا تمرین های صداسازی و خرید لباس های متفاوت برای پیشرفت شغلی و لفظ به قلم صحبت کردن است.

به قول سهراب...

 زمانی که با یارا صحبت می کردم صاف نشسته بود. پاهایش را با احتیاط جا به جا می کرد و روی هم قرار می داد، زیبا بود و خوش لباس ولی نمی فهمیدم چه می گوید!. دغدغه های زیادی داشت و هدفمند صحبت نمی کرد. ولی قطاری از کلمات زیبا و جملاتی را که در کلاس های متقاعدسازی به او یاد داده بودند به حرکت در می آورد. یارا میخواست مرا متقاعد کند که از خدمات سالن آرایش آنها استفاده کنم. در لابه لای حرفهایش، گوشه چشمی به تعاریف ظاهری از من داشت و کارهایی، که اگر انجام دهم جذابیم را چند برابر می کند. فکر کردن به زیبایی و زیبا بودن برای انسان جذاب است اگر چه فقط مربوط به قشر خاصی مثل خانم ها نیست. ولی به قول سهراب چشم ها را باید شست، جور دیگر باید دید.

مرد و زن ندارد...

تفاوتی ندارد مرد باشیم یا زن. زیبایی، خوش استایل بودن و زیبا صحبت کردن خوب است. ولی برای تبدیل شدن به سخنور خوب کافی نیست. قرار نیست به آدم های پلاستیکی و زیبا تبدیل شویم. بنا نیست در سخنوری مانند دوبلارها صحبت کنیم. کلام یک سخنور و میزات اثری که بر وجود مخاطب می گذارد اهمیت دارد.

رابطه دوستانه با یارا

به یارا گفتم:” فکر کردن به زیبایی و زیبا بودن برای انسان جذاب است و البته زن و مرد هم ندارد ولی من جذب صحبتهای تو نمی شوم. چون میدانم تو بدنبال اضافه کردن مشتریانی هستی که از خدمات زیبایی استفاده می کنند.”

یارا گفت:” خب طبیعی است من به فکر بالا بردن درآمدم هستم ولی این به معنی این نیست که دروغ بگویم.”

گفتم:” البته که افزودن مشتری باعث درآمد زایی می شود و لازمه بقای هر کسب و کاری است. ولی هنر سخنوری در برقراری ارتباط دوستانه با مشتری است. ارتباط موثر با مشتری صرف استفاده از کلمات زیبا و تعریف و تمجید های فراوان نیست، من بعنوان مخاطب کلام تو زمانی که مطمئن باشم تو دوست من هستی و واقعا می خواهی اثری بر من بگذاری که برای پیشرفت زندگی ام موثر است، به تو اعتماد می کنم.

صحبت های من رو یارا ادامه داشت…

 

به نظر شما چه چیزی در گفتگو باعث ایجاد رابطه دوستانه می شود؟