در حال حاضر در حال تماشای این مورد هستید شاید اشتباه بنامیم!

شاید اشتباه بنامیم!

«شاید چیزی که امروز موفقیت می‌نامیم، در واقع شکل دیگری از اضطراب باشد.»

گاهی مهربانی بیش از حد، از عشق نمی‌آید؛ از ترس می‌آید.

گاهی تمیزی افراطی، از نظم نمی‌آید؛ از اضطراب می‌آید.

گاهی فداکاری بی‌پایان، از بزرگواری نیست؛ از این ترس است که اگر خودمان نباشیم، شاید دیگر دوست‌داشتنی نباشیم.

آن روز فهمیدم بسیاری از رفتارهایی که جامعه تشویقشان می‌کند، شاید نشانه سلامت نباشند؛ شاید فریاد خاموش روانی باشند که مدت‌هاست فرصت نفس کشیدن پیدا نکرده است.

حالا از خودم می‌پرسم…

اگر قرار باشد همه ما ثروتمند شویم، آیا واقعاً همه خوشحال خواهیم بود؟

آیا همه کسانی که ثروت زیادی دارند، شب‌ها با آرامش می‌خوابند؟

اگر روزی به تمام آرزوهای مادی‌مان برسیم، آیا اضطراب هم همان‌جا تمام می‌شود؟

یا فقط آرزوها بزرگ‌تر می‌شوند؟

شاید مسئله این نباشد که چقدر داریم.

شاید مسئله این باشد که چه چیزی دارد زندگی ما را تعریف می‌کند.

اگر ارزش ما را میزان استرس، میزان فداکاری، یا اندازه دارایی‌هایمان تعیین کند، هیچ‌وقت احساس کافی بودن نخواهیم کرد.

اما اگر معیارمان کیفیت رابطه با خودمان، عشق، معنا، سلامت روان و حضور در کنار کسانی باشد که دوستشان داریم، شاید موفقیت تعریف دیگری پیدا کند.

شاید موفق‌ترین آدم، کسی نباشد که بیشترین دارایی را جمع کرده است.

شاید موفق‌ترین آدم، کسی باشد که در دنیایی پر از اضطراب، هنوز بلد است آرام نفس بکشد…
بدون اینکه احساس گناه کند.
بدون اینکه خودش را با دیگران مقایسه کند.
و بدون اینکه آرامشش را برای اثبات ارزشش معامله کند.

شاید بزرگ‌ترین موفقیت زندگی، رسیدن به جایی نباشد که همه تحسینت کنند.

شاید بزرگ‌ترین موفقیت، رسیدن به صلحی باشد که دیگر نیازی به تأیید هیچ‌کس نداشته باشد.

دیدگاهتان را بنویسید